بـرپا خيـز ، از جا کـن ، بنـای کاخ دشمـن |
شماره ی جدید «کار داخل کشور» منتشر شد
متن کامل مطالب شماره ی یازده این نشریه را در ادامه بخوانید
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ۹ آبان ۱٣٨٨ - ٣۱ اکتبر ۲۰۰۹
شعار ساختار شکن حتماً، شعار عکس العملی هرگز!
• اگر نتوانند تظاهرات ۱۳ آبان را سرکوب کنند، جنبش، بالنده تر خواهد شد؛ و اگر ـ بنا بر فرض ضعیف ـ بتوانند سرکوبش کنند، جنبش به فضاهای تازه یی دست خواهد یافت که خود را در عبور از «نیروی انتظامی ـ حمایت، حمایت» و اینجور چیز ها تعریف می کند. یعنی تعریف خواهد کرد ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه ۱۰ آبان ۱٣٨٨ - ۱ نوامبر ۲۰۰۹
بحران واحدهای تولیدی و گسترش اعتراضات کارگری
اعلامیه هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنجشنبه ۷ آبان ۱٣٨٨ - ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹
علیه دولت کودتا و برای انتخابات آزاد
در تظاهرات سیزدهم آبان شرکت کنیم!
• کمیته ی مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران با انتشار اطلاعیه ای همگان را به شرکت در تظاهرات روز سیزدهم آبان ماه فرا خوانده است ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ۹ آبان ۱٣٨٨ - ٣۱ اکتبر ۲۰۰۹
نامه کارگران نیشکر هفت تپه به سازمان جهانی کار
حق مان است سندیکا داشته باشیم!
• چرا ما کارگران به دلیل ایجاد تشکل های صنفی خود تحت بازجویی، شکنجه، آزار و اذیت، اخراج و حبس قرار میگیریم؟ ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ۹ آبان ۱٣٨٨ - ٣۱ اکتبر ۲۰۰۹
اخبار روز: چهار تن از رهبران سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که به زندان محکوم شده اند، در نامه ای به سازمان جهانی کار، ضمن شرح اقدامات ضدکارگری حکومت ایران در مقابله با خواست کارگران برای داشتن سندیکا، از این سازمان پرسیده اند چرا در برابر این اقدامات سرکوبگرانه، اعتراضی صورت نمی گیرد. متن این نامه را در زیر می خوانید:
به: سازمان جهانی کار
از: سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
رونوشت به: نهادهای کارگری، نهادهای حقوق بشری و رسانه ها
موضوع: درخواست برای جلوگیری از اقدامات مغایر با مقاوله نامه های ٩٨ و ٨٧ توسط دولت ایران
با احترام،
برای ما کارگران نیشکر هفت تپه، بی حقوقی های مداومی در مورد مطالباتمان انجام گرفته است.
حقوق های چندین ماه معوقه، اقدام آگاهانه برای عدم کشت نیشکر و نتیجتا درآینده ی نزدیک، تعطیلی کارخانه و آماده سازی ِ زمینه برای واگذاری شرکت به بخش خصوصی ار آن جمله است. بیکارسازی وسیع در انتظار ما کارگران هفت تپه میباشد. از هم اکنون دستمزد اضافه کاری های ما پرداخته نمیشود.
کارگران در سال های ٨۵، ٨۶، ٨٧ و ٨٨ دست به اعتراض و تجمع زدند و به انواع روش های مسالمت آمیز به مراجع قانونی و قضایی شکوه بردند. اما نتیجه ای حاصل نشد و حقوق معوقه ما نهایتا پرداخته نشد و حتا تعدادی از کارگران دادگاهی شدند.
شورای اسلامی کار که نهادی به نام کارگران ولی وابسته به دولت و کارفرما است هیچ اقدامی برای احقاق حقوق ما نکرده و نمیکند. در دیگر جاها نیز وضع بر همین منوال است.
و اما اصل صحبت ما با شما:
کارگران نیشکر هفت تپه در آبانماه ٨٧ اقدام به برگزاری مجمع عمومی و انتخاب نمایندگان خود در قالب سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه کردند.
ما علاوه بر استناد به برخی قوانین داخلی و بین المللی، به مقاوله نامه های ٩٨ و ٨٧ سازمان جهانی کار استناد میکردیم.
ما حق خود میدانیم که تشکل مستقل کارگری خود را داشته باشیم. بر همین اساس تعداد ٩ نفر به عنوان نمایندگان کارگران نیشکر هفت تپه در یک انتخابات فراگیر و کارگری انتخاب شدند. این اولین بار در بیش از چهار دهه بود که این تعداد کارگر به صورت آزادانه و با اشتیاق، به پای صندوق های رای رفته و نمایندگان خود را انتخاب کرده بودند.
متاسفانه پیش و بعد از انتخابات، ما نمایندگان حدود چهار هزار کارگر و اعضای هیات مدیره سندیکا بارها دستگیر و روانه ی زندان شدیم، بارها مورد بازجویی دستگاه امنیتی قرار گرفتیم، خانواده های ما تحت فشارهای امنیتی قرار گرفته و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، ما در چند نوبت به بهانه هایی مثل "اقدام علیه امنیت ملی" روانه ی دادگاه شدیم، رئیس هیات مدیره ی سندیکا "علی نجاتی" به مدت چهل روز در سلول های انفرادی تحت فشار و اذیت و بازجویی های مداوم قرار گرفت، و از تاریخ فروردین ماه ٨٨ با همکاری اداره ی کار- شعبه ی وزارت کار در شهرستان شوش، با همدستی کارفرما و با راهبری اداره ی اطلاعات و شعبه ی اجرایی آن در شرکت یعنی حراست، از کار خود اخراج شد و اعتراضات دو مرحله ای وی به این حکم هم بی نتیجه ماند.
برای پنج نفر از اعضای هیات مدیره ی سندیکا، آقایان علی نجاتی، جلیل احمدی، فریدون نیکوفرد، قربان علیپور و محمد حیدری مهر، در مهرماه ٨٨، احکام یک سال زندان (شامل شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی) و جریمه های اجتماعی دیگری صادر شد و سپس از ادامه به کار انان ممانعت به عمل آمد.
در احکام قضایی این افراد دلیل اصلی این حکم ها این چنین ذکر شده است :
" اقدام علیه امنیت ملی از طریق ایجاد سندیکای خارج از قانون " !
سوال ما از سازمان جهانی کار این است که آیا دولت ایران مجاز به زیر پا گذاشتن مقاوله نامه های بنیادین سازمان از جمله مقاوله نامه های ٩٨ و ٨٧ میباشد؟
آیا دولت ایران عضو پیوسته ی سازمان جهانی کار نیست؟!
آیا هرگز از دولت ایران خواسته میشود که پاسخگو باشد؟!
چرا ما کارگران به دلیل ایجاد تشکل های صنفی خود تحت بازجویی، شکنجه، آزار و اذیت، اخراج و حبس قرار میگیریم؟
آیا دولت ایران نباید پاسخگوی اقدامات خود در قبال نمایندگان کارگران شرکت واحد از جمله منصور اسالو و ابراهیم مددی و اقدامات خود در قبال ما نمایندگان کارگران نیشکر هفت تپه باشد؟
آیا از دولت ایران نباید خواسته شود که کارگران را به دلیل برگزاری مراسم مسالمت آمیز روز جهانی کارگر (از جمله ١٥٠ نفر در امسال و در تهران ) زندانی نکند؟ به خاطر برگزاری این مراسم آنان را دادگاهی نکند، شلاق نزند و (از جمله به مدت یک سال در مورد محمود صالحی در شهر سقز) به حبس نفرستد؟
آیا سازمان جهانی کار از اقدامات علیه نمایندگان معلمان ایران در کانون صنفی معلمان ایران، بی خبر است؟ و آیا... آیا... آیا؟!
ما کارگران و اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در لحظاتی این نامه را مینویسیم که پلیس در حال ایجاد رعب و وحشت برای خانواده هایمان است و در شهرهای شوش و هفت تپه و اندیمشک به گونه ای برخورد میکند که گویا ما جنایتکاریم و در حال فرار !
ما در حالی که منتظریم که برای اجرای احکام ناعادلانه و ضدکارگری ما را روانه ی زندان کنند این سطور را مینویسیم، در حالی که اسامی ما به عنوان افراد خاطی بر سر در ورودی شرکت نیشکر هفت تپه درج شده است و اجازه ورود به محل کارمان را نداریم.
اگر به محل کارمان مراجعه کنیم توسط پلیس دستگیر میشویم و از این طریق بهانه نیز کسب میکنند که ما از محل کار خود غیبت کرده ایم! عجبا که اگر برویم دستگیر میشویم و زندانی و سپس اخراج و اگر نرویم غایب محسوب میشویم و سپس اخراج و بعد در کوچه و خیابان، دستگیر و روانه ی زندان میشویم !
در هر صورت این بازیِ شوم را برای ما به نحوی چیده اند که هم اخراجمان کنند و هم محبوس !
نمیدانیم وقتی این نامه را میخوانید ما برای اجرای حکم، در زندان به سر میبریم یا نه.
اما امیدواریم برای احقاق بخشی از حقوق حداقلی ما کارگران هفت تپه و دیگر کارگران ایران از جمله آزادی ِ ایجاد تشکل های مستقل کارگری، از طریق اعمال فشار به دولت ایران تلاش کنید. ما در راه احقاق حقوقمان از هیچ عقوبت و سختی واهمه نداریم، اما حداقل برای به کرسی نشاندن بخش هایی از حقوق و مطالبات ِ کارگران هفت تپه و دیگر کارگران ایران، امیدواریم در لحظه های حبس این خبر به گوش ما برسد که، برای جلوگیری از اقدامات غیر انسانی، مغایر با مقاوله نامه های ٩٨ و ٨٧ و اقدامات ضدکارگری دولت ایران، سازمان جهانی کار دست به حداکثر تلاش های خود زده است .
ما چشم انتظار خواهیم ماند تا ببینیم اقدامات شما چه خواهد بود.
آیا کارگران میتوانند چشم امیدی به سازمان جهانی کار داشته باشند؟
ما و بسیاری دیگر از کارگران ایران منتظر خواهیم ماند تا نتیحه ی عملی این اقدام شما را ببینیم.
آیا اقدامی در کار خواهد بود؟!
هفت تپه – شوش – خوزستان –ایران
دوم آبانماه ٨٨
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
علی نجاتی رئیس هیات مدیره
فریدون نیکوفرد – نائب رئیس هیات مدیره
جلیل احمدی عضو هیات مدیره و رابط صنعتی
رضا رخشان عضو هیات مدیره و مسوول روابط عمومی و آموزش
نامه مردم
مسجدسلیمان ، شهری یوتوپیایی
• یکی از جاهای دفن اعدام شدگان گورستان خارجی ها در ابتدای ورود به شهر بود که با تابلویی آن را مشخص کرده بودند: "گورستان منافقین و کفار". تابلویی که شاید به این قصد نصب شده بود تا مسافری که برای اولین بار وارد این شهر می شد بفهمد به کجا پا گذاشته است و نیز شاید برای گرفتن زهرچشم از کسانی که زمانی خواسته بودند از طریق همدلی با این کشتگان، در این شهر کوچک یوتوپیایی بنا کنند تا در آن از فقر و بیماری و گرسنگی وبی عدالتی اثری نباشد ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ۱۱ مهر ۱٣٨٨ - ٣ اکتبر ۲۰۰۹
مسجدسلیمان را شاید بتوان از جمله اولین شهرهای مدرن ایران به شمار آورد . این شهر با کشف نفت در حدود صد سال پیش زاده شد. مسجدسلیمان در واقع حاصل یک اتصال کوتاه و یک میانبر بود. اتصال میان دو شکل بندی یا دو ساختار کاملا متفاوت؛ شکل بندی سیاسی – اقتصادی نظام سرمایه داری در پیشرفته ترین شکل آن – یعنی نظام سرمایه داری استعماری انگلستان و یک صورت بندی بسیار بدوی – نظام ایلیاتی – عشیره ای قبایل بختیاری. با کشف نفت و ایجاد تاسیسات نفتی و به وجود آمدن ادارت و موسسات مختلف و پیدایی سریع شهری با تمام نشانه های یک شهر مدرن- راه آهن؛ سیستم فاصلاب شهری، مدرسه؛ باشگاه، و از این قبیل بسیاری از عشایر بختیاری به کارگران شرکت نفت تبدیل شدند و ضمن آن از سراسر ایران جمیعتی قابل توجه به سوی این شهر نوخاسته روان شد و شهر به اجتماعی چند فرهنگی از مردم گوناگون – چه ایرانی و چه غیرایرانی تبدیل شد. شهری که می توان گفت خلاصه و چکیده چندین فرهنگ، چندین تمدن و چندین صورت بندی فکری و فرهنگی بود. این ویژگی شهر را به یک بابل نو تبدیل کرد که می توانستی همه نوع افکار و عقاید و همه نوع زبان را در آن ببینی. نتیجه این ویژگی به وجود آمدن استعدادی در شهر بود برای تساهل و رواداری و دور ماندن از تعصبات. اما ویژگی دیگر این شهر کارگری بودن آن بود. این ویژگی در کنار فقر وسیع مردمی که در مشاغل کم درآمد به کار مشغول بودند و در مقابل زندگی پرزرق و برق کارمندان عالی رتبه شرکت نفت – چه خارجی و چه ایرانی و نیز مستشاران آمریکایی و انگلیسی زمینه را برای رشد گرایش های مارکسیستی و چپ گرایانه فراهم کرد. از دهه پنجاه به بعد که ارتش در این شهر شروع به ایجاد تاسیسات تانک سازی کرد و باز موج جدیدی از مهاجران به این شهر وارد شدند تا در شرکت پرسیزیون به کار مشغول شوند ( که قرار بود آپارتمان هایی برای ارتش بسازد) شکل شهر به صورت دیگری در آمد. با تمام شدن ذخایر نفتی، شرکت نفت رفته رفته جای خود را به ارتش داد. بسیاری برای کار به ارتش پیوستند. و بسیاری از عشایرکه تا آن زمان هنوز یک جا نشین نشده بودند، با زوال این شکل زندگی برای کار به پرسیزیون پیوستند و مورفولوژی دیگری به شهر بخشیدند. این گروه دوم مهاجران از دهه ۵۰ به بعد نقش مهمی در سرنوشت شهر ایفاء کردند.
در مسجدسلیمان به دلیل آن فضای چند فرهنگی و نیز فقدان دین فقهی برای زندگی اخروی مردم، اندیشه های اسلامی پیام آوران انقلاب اسلامی چندان نفوذی نداشت. با شروع انقلاب، این معلمان چپ گرا بودند که رهبری تظاهرات ضد رژیم را بر عهده داشتند و آن را سازماندهی می کردند. تظاهرات وسیع گروه های دانش آموزی و آموزگاران اغلب به صورتی مسالمت آمیز و بدور از خشونت صورت می گرفت. سیر انقلاب در مسجدسلیمان تقریبا به همان صورتی بود که سایر جاها صورت گرفت. یعنی با وجود اینکه گروه های چپ گرا تظاهرات و اعتراضات را شکل می دادند و پیش می بردند اما آنها رفته رفته همزمان با قدرت گیری رهبری تمامیت خواه انقلاب و عقب نشینی رژیم شاه، تحت الشاع قرار گرفتند. رهبری و طرفدارن نظام جدید کم کم نمایندگان خود را برای ایراد وعظ و سخنرانی به این شهر گسیل داشتند و از آنجایی که تقریبا سقوط شاه مسجل شده بود، گروه های از مهاجرین عشایر پیش گفته به هوای رسیدن به یک زندگی بهتر به این موج انقلاب پیوسند.
نخستین رویارویی بین گروه های چپ و قدرت جدید در فردای پیروزی انقلاب صورت گرفت؛ در ۲٣ بهمن ۱٣۵۷. ژاندارمری شهر با نظام جدید اعلام همبستگی کرده بود. اما گروه های چپ این عمل را یک فریب می دانستند و عزم خلع سلاح ژاندارمری را کردند. هنگامی که آنها در جلو ژاندارمری ازدحام کرده بودند یک روحانی جوان به روی دیوار ژاندارمری رفت و با انگشت تهدید خطاب به جمعیت گفت:" همه شما را می شناسم". آنهایی که به این تهدید پوزخند زدند و به سوی ژآندارمری یورش بردند، شاید هرگز گمان نمی کردند این تهدید روزی کارساز شود.
فتح ژاندارمری، برای گروه های چپ اولین تجربه در به دست گرفتن فضای فکری و سیاسی شهر بود. گروه های هوادار سازمان ها ی سیاسی یک باره در شهر نمایان شدند. هر کدام برای خود صاحب تشکیلاتی شد، دفاتری در جای جای شهر برپا کرد. مجالس بحث و گفتگو بر پا شد و گروه ها هم با هم و هم با طرفداران نظام جدید وارد بحث و مجادله شدند. در این زمان پنج گروه از سایر گروه ها از هوادارن بیشتری برخوردار بود. پیکار برای آزادی طبقه کارگر، چریک های فدایی خلق، مجاهدین خلق ایران، حزب توده و سازمان رزمندگان برای آزادی طبقه کارگر. قدرت گروه های چپ در شهر به اندازه ای بود که عده ای به طنز نام "مسکو سلیمان" را بر آن نهادند. اعتصابات گروه های دانش آموزی چپگرا در سال ۵۹ که با دست اندازی نیروهای رزیم بر آموزش و پرورش مبارزه می کردند، تقریبا مدارس را به تعطیلی کشانید. مدرس متوسطه در شهر محل بحث و اظهار نظر در باره رفتار رژیم با مردم و نفی سرکوب نظام جدید بود. علاوه بر این در ابتدای پیروزی انقلاب، سازمان های چپ مخصوصا سازمان چریک های فدایی در تبعیت از فعالیت های سازمان مرکزی خود پیوسته در کار انجام تظاهرات و گردهمایی های مختلف – متینگ – بود. هواداران چریک های فدایی در یک اقدام بی سابقه ساختمان بهزیستی را تسخیر کردند و آن را به مقر فعالیت های خود تبدیل کردند. در اقدامی دیگر گروه های چپ اعتصابات و تظاهرات دیپلمه های بیکار را شکل دادند که در نهایت منجر به تسخیر فرمانداری شهر برای مدتی طولانی شد. در ابتدای پیروزی انقلاب بسیاری از فعالان سیاسی نیز به شهر رفت و آمد می کردند و به ایراد سخنرانی و تبلیغ اندیشه های گروه خود می پرداختند. به این گونه بود که نماینده سازمان چریک های فدایی در انتخابات مجلس شورای اسلامی رای بالایی آورد و نیز نماینده سازمان مجاهدین نیز توانست آراء لازم برای ورود به مجلس را پیدا کند. اگر چه هر دو از راه یافتن به مجلس منع شدند.
تا پیش ازشروع سرکوب خونبار خرداد شصت و سال های بعد از آن، رفتار رژیم با مخالفان از موضع ضعف بود. افرادی که دستگیر می شدند، تقریبا بلافاصله آزاد می شدند. حمله به راه پیمایی ها و برهم زدن متینگ ها از رفتار معمول "فالانژها" یا چماق به دستان رژیم بود. اما "جو" ِ شهر در دست چپ گراها بود. به نظر می رسید این وضع فشار روانی فراوانی بر گروه های سرکوب وارد می کرد. گروه های سرکوب در اقلیت بودند و حامی چندانی از میان مردم – مگر تعدادی از همان مهاجران نسل دوم- نداشتند. این فشار روانی با قتل یکی از هوادارن نوجوان سازمان رزمندگان یک باره سر باز کرد؛ اما این رفتار باعث منزوی شدن بیشتر گروه های سرکوب و قدرت گیری بیشتری چپی ها شد. با این حال دولت گروه های چپ در سراسر ایران و البته در مسجدسلیمان مستعجل بود. با آغاز سرکوب، سرکوب در مسجدسلیمان هم آغاز شد و حکومت با اعدام نوجوانان هوادار گروه های چپ و بعد مجاهد دستگاه کشتار خود را به کار انداخت. با اعدام نوجوانی به نام اسماعیل – که کارش فروش نشریه سازمانی بود که هوادارش بود- این نظام نخستین قربانی خود را- رسما به کام مرگ فرستاد و بعد از آن به اعدام سلسه وار و پیوسته هوادارن و اعضای موثر این سازمان ها مشغول شد. فضای رعب و هراس یکباره بر شهر مستولی شد. بسیاری که بیم آن می رفت دستگیر و کشته شوند از شهر گریختند. آنهایی که نمی توانستند مخصوصا دختران در خانه ها ی آشنایان و یا در خانه خودشان پنهان شدند که این کار آسبیب های روانی جدی هولناکی برای آنها به بار آورد.
در نخستین سال های دهه شصت تقریبا ۲۰۰ نفر از هوادارن گروه ها و مخصوصا هوادارن مجاهدین را اعدام کردند. برای کسی باورکردنی نبود. مردم گمان می کردند نیروهایی از شهرهای دیگر- مخصوصا شهرهای مذهبی همجوار دست به این کار می زنند. اما بخشی از نیروهای سرکوب را همان مهاجرینی تشکیل می دادند که دیرزمانی در همین شهر با فقر زندگی کرده بودند و نیروی کینه توزی هولناکی در آنها انباشته شده بود که با دسترسی آنها به قدرت یکباره منفجر شد. همه جا این نیروها به جستجوی مخالفان بودند. آنها شهر را قرق کرده بودند. خیابان اصلی شهر که زمانی محل تجمع و تبلیغ و بحث گروه ها بود تبدیل به شکارگاه نیروهای سرکوب شد. بر تیرهای چراغ برق خیابان بلندگو نصب کرده بودند و مارش نظامی و اطلاعیه های جنگ و اخبار سرکوب را پخش می کردند. تعقبب و دستگیری مخالفان فقط محدود به شهر نبود. آنها در شهرهای اطراف نیز به جستجوی مظنونین بودند. بسیاری از معلمان و دانش اموزان از مدارس اخراج شدند و از ثبت نام آنها در مدارس جلوگیری به عمل آمد. با شکل گیری دستگاه گزینش نیز در سالهای بعد سابقه هواداری از یک گروه از جمله مواردی بود که فرد را از دسترسی به امتیازات زندگی اجتماعی و داشتن یک شغل دولتی و نیز ورود به دانشگاه منع می کرد.
محل نگهداری زندانیان یک ساختمان قدیمی متعلق به شرکت نفت بود که کلیه اعمال مربوط به بازجویی و صدور حکم و غیره در آن انجام می شد. اما اجرای حکم اعدام در"مدرسه خارجی ها" که محلی بود بیرون از شهر، صورت می گرفت. کشته ها را در جاهای مختلف بیرون از شهر دفن می کردند. از جمله در آن سوی شهر درنزدیکی یک گورستان معمولی از مردم ، گورستان کوچکی متعلق به تعدادی از اعدامی وجود دارد که می توانی فقط نامی از آنها را بر سنگ قبری که بالای سرشان نصب کرده اند ببینی.
یکی از جاهای دیگر دفن آنها گورستان خارجی ها در ابتدای ورود به شهر- از سمت اهواز- بود که با تابلویی آن را مشخص کرده بودند: "گورستان منافقین و کفار". تابلویی که شاید به این قصد نصب شده بود تا مسافری که برای اولین بار وارد این شهر می شد بفهمد به کجا پا گذاشته است و نیز شاید برای گرفتن زهرچشم از کسانی که زمانی خواسته بودند از طریق همدلی با این کشتگان، در این شهر کوچک یوتوپیایی بنا کنند تا در آن از فقر و بیماری و گرسنگی وبی عدالتی اثری نباشد. سودایی که پاسخ اش مرگی ناصواب و ظالمانه بود. بدن کشتگان را بر گرد این شهر پراکنده کردند به این گمان که آنها را از شهر بیرون کرده اند. و تصویر آرمانی آنها را نیز از شهر نابود کرده اند. اما شهر – این شهر یوتوپیایی هنوز با ارواح محافظ کشتگانش در خاطره بازماندگان زنده است و سخن می گوید.
در پایان برنامه قطعنامه و خواستهای ایرانیان آلمان به فارسی و خوانده شد. در بخشی از قطعنامه آمدهاست:
ما امروز متحدانه همراه با مردم ایران خواستههای زیر را مورد تاکید قرار می دهیم:
- دولت دروغگو و قانون شکن احمدی نژاد از جانب دولتها و نهادهای بین المللی به رسمیت شناخته نشود.
- ما از مردم آلمان و سراسر جهان میخواهیم که با اعتراضات خود از ولی فقیه، که عامل اصلی کشتار و سرکوب خونین مردم ایران است، بخواهند که به این جنایات پایان دهد.
- در سریعترین وقت، به اجتماعات مسالمت آمیز و اعتراضات مدنی مردم در ایران مجوز رسمی داده شود و از دخالت و تحریک نیروهای نظامی، به خصوص بسیج و اوباشان لباس شخصی جلوگیری شود.
- انتخابات آزاد با نظارت مجامع بین المللی، برای تضمین آراء آزاد مردم و ایجاد فضای آرامش و مسالمت در میهنمان برگزار گردد.
ياد دارم در غروبي سرد سرد ميگذشت از كوچه ما دوره گرد
داد ميزد كهنه قالي ميخرم دست دوم جنس عالي ميخرم
كاسه و ظرف سفالي ميخرم گر نداري كوزه خالي ميخرم
اشك در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهي كشيد بغضش شكست
اول ماه است و نان در سفره نيست اي خدا شكرت ولي اين زندگيست؟
بوي نان تازه هوشش برده بود اتفاقاً مادرم هم روزه بود
خواهرم بي روسري بيرون دويد گفت: آقا سفره خالي هم ميخريد؟
از -واگویه های تنهایی http://jamaljamal.blogfa.com/
ملت غيور و انقلابي ايران، خامنه اي بعنوان بالاترين مقام رژيم جنايتكار اسلامي بار ديگر تاكيد نمود به اعتراضات خياباني و مسالمت آميز شما به شدت برخورد خواهد كرد و جلوي هرگونه تغييري را خارج از چارچوب حكومتي خواهد گرفت!
هموطن:
بار ديگر رژيم اسلامي نشان داد حداقل حقوق انساني شما را به رسميت نمي شناسد و اميد بستن به اصلاحات توهمي بيش نبوده است، بنابر اين يگانه راه رسيدن به استقلال، آزادي، دمكراسي و عدالت اجتماعي سرنگوني اين رژيم ضد مردمي توسط شماست.
شمارش مجدد آرا و يا ابطال انتخابات دردي از دردهاي بيكران جامعه ما را درمان نخواهد كرد و صالح ترين فرد نيز اگر در پست رياست جمهوري اين رژيم قرار گيرد با ساختار موجود قادر به برآورده نمودن خواسته هاي شما نخواهد بود.
دلاوران ايران زمين:
دشمن جنايتكار به وحشت افتاده است و خود را در محاصره حضور ميليوني شما مي بيند، خواسته هاي خود را تحت شعارهاي انقلابي در ميدان مبارزه سر دهيد و اجازه ندهيد اصلاح طلبان حكومتي و فرصت طلبان خفته در صف اپوزيسيون با تاكتيك شمارش آرا، ابطال انتخابات و يا رفراندم قانون اساسي تحت مديريت حكومت اسلامي، باعث وقفه و انحراف در مبارزات گشته و شما را به سكوت و سازش با حكومت رهنمون نمايند.
رهبران انقلابي خود را از ميان افراد دمكرات شناخته شده اپوزيسيون برگزينيد، به مبارزات دمكراتيك خود در كوچه و خيابان شدت بخشيد تا حكومت اسلامي را سرنگون سازيد.
با تشكيل كميته هاي انقلابي در محل كار و زندگي، صفوف خود را متشكل نمائيد، رهنمودهاي آنان را بكار گيريد و خواهان ادامه مبارزه و آزادي کامل گرديد.
براي وحدت و يكپارچگي مبارزات خياباني، مي توانيد شعارهاي انقلابي خود را چنين سر دهيد:
حكومت زور نمي خوايم، دولت مزدور نمي خوايم
* * *
برپاخيز، از جا كن ، بناي كاخ دشمن
* * *
نه سازش ،نه تسليم ،نبرد تا آزادي
* * *
اتحاد ،مبارزه ، آزادي
* * *
حكومت اسلامي نابود بايد گردد ، جمهوري دمكراتيك ايجاد بايد گردد
* * *
زنداني سياسي آزاد بايد گرد
* * *
كاخ ضحاك بر باده ، ايران ما آزاده
* * *
سيد علي پينوشه ، ايران شيلي نمي شه
منابع دولتی تایید کردند
۷ کشته در تظاهرات روز دوشنبه
• منابع دولتی کشته شدن هفت نفر در جریان تظاهرات روز گذشته در تهران را تایید کرده اند ...
خبار روز: www.akhbar-rooz.com
سهشنبه ۲۶ خرداد ۱٣٨٨ - ۱۶ ژوئن ۲۰۰۹
منابع دولتی کشته شدن هفت نفر در تظاهرات صدها هزار نفری روز دوشنبه در تهران را مورد تایید قرار داده اند. واحد مرکزی خبر در گزارشی این حادثه را به افراد «شرور» نسبت داده است.
به گزارش واحد مرکزی خبر در پایان تجمع بدون مجوز دیروز - دوشنبه - در خیابان آزادی و در حالیکه اجتماع کنندگان به آرامی درحال بازگشت بودند برخی افراد شرور با اقدامی سازماندهی شده و هماهنگ، ضمن ایجاد ناامنی، به ساختمان ها و اماکن "دولتی و عمومی" و منازل مسکونی حمله کردند و خسارات فراوانی به این اماکن واموال مردم وارد آوردند.
بنابر این گزارش «اغتشاش گران» که در میان آنها برخی افراد مسلح نیز وجود داشتند با حمله به یک مرکز نظامی قصد تصرف این مرکز و خلع سلاح ماموران را داشتند که در تیراندازی متقابل متاسفانه ۷ نفر از هموطنانمان کشته و تعدادی نیز زخمی شدند.
این گزارش افزوده است: دستگاههای امنیتی وذیربط در حال پیگیری مساله هستند.
روز گذشته عکسی از یک نفر بسیجی در اینترنت منتشر شده است که وی را از بالکن ساختمان بسیج در حال تیراندازی به سوی مردم نشان می داد.
در همین حال خبرگزاری مستقل هرانا وابسته به مجموعه ی فعالان حقوق بشر در تهران به نقل از منابع موثق گزارش داده است دست کم ٨ نفر در جریان تظاهرات مردم در تهران جان باخته و ۵۰ تن مجروح شده اند.
بنابر این گزارش منابع پزشکی از جان باختن یا انتقال اجساد کشته شده گان که مجموعاً ٨ تن منجمله ٣ زن را شامل میشود به بیمارستان رسول اکرم تهران خبر داده اند. همچنین منابع آگاه در این بیمارستان شهروندانی که با اصابت گلوله زخمی شده بودند را حداقل ۵۰ تن اعلام نمودند.
اجازه پرونده سازی برای مجروحین و کشته شدگان به مسئولین بیمارستان داده نشده، تنها عده ای از پرستارها، جهت پیدا کردن خانواده ها از طریق موبایل های مجروحین و کشته شدگان، به شماره های تلفن موجود در تلفن های آن ها تماس گرفته اند.
در شب گذشته و ساعتی پس از انتقال مجروحان و کشته شده گان به این بیمارستان، مامورین موسوم به گارد، با حضور در بیمارستان اجساد را تحویل گرفتند و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
این خبرگزاری می افزاید: آمار فوق تنها بیمارستان رسول اکرم تهران را در بر میگیرد و احتمال میرود شمار کشته شدگان و زخمیان بیش از این تعداد باشد.
در پی تظاهرات عظیم و مسالمت آمیز مخالفان به نتیجه انتخابات، پایگاه بسیج وابسته به گردان ۱۱۷ عاشور اقدام به تیراندازی مستقیم به سوی مردم نمود. تعداد زیادی از هموطنان در این حادثه کشته و زخمی شدند و این موضوع بر شعله درگیریهای چند روزه شهرهای ایران و خاصه تهران افزاد.
از نمایش انتخابات درس آموختم
حشمت الله طبرزدی
• از این مسئله نیز اگاهم که اگر احمدی نژاد از صندوق بیرون بیاید یا میرحسین موسوی،در فردای فروکش کردن تبلیغات این نمایش، زندان های رژیم برای امثال من اب و جارو خواهد شد و نه برای نوری زاده و مخملباف و نبوی که سال هاست جلای وطن کرده و در بهشت امن راحت گزیده اند. ما باید هزینه بدهیم اما این دوستان شرایط سیاسی فردای ما را بسازند. برای این که انان با اراده ی غرب هماهنگ اند ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه ۲۲ خرداد ۱٣٨٨ - ۱۲ ژوئن ۲۰۰۹
http://www.jadidonline.com/images/stories/flash_multimedia/Susa_shush_test/susa_high.html
سال ۶۷
سال تند باد سیاه
سال کشتار بی انتهاء
سال اوج این ریاء



بیاد لاله های وطن
http://www.narangestan.com/content/view/176/41/
«بر زمينی که خون سياه اژدهای نگهبان گنج ها جاری شده، زمين را سوراخ کنيد! گنج ها بی صاحب شده اند.» از سخنان لهراسب خان رئيس طايفه ی بابادی خطاب به فرستاده دولت انگليس.
بـنام خداوند جــان وخرد
کزین برتراندیشه برنگذرد
این بانگ رسای بزرگ غیرتمند حکیم حماسه ساز پاک سرزمین وطن ماست که سالیان درازی ورد زبان عام وخاص ایرانیان وطن پرست ومبارز وخیر اندیش بود وهست.سترگ دانشـمند حکیم آفریدگار عشق وحماسه وپرچمدار فرهنگ پر بار وارزشمـــند ونیز ایثار وفداکاری ورزم وخرد ومقاومت دربرابر معارضین ودشمنان وبیگانگان وهمچــنین صلح و جوانمردی. حکیمی که دارنده عرق ملی ومیهنی وبا فریادی که فراخوان مبارزه برای نجات میهن وحریم وشرف خود از لوث وجود بدســــگالان درنده خوی واهریمن صفتان هواپرست ونابخردان دون صفت است.
چـو ایران نباشد تن من مــــــباد بدین بوم بر زنده یک تن مباد .......
جلال اسفندیاری غریبوند ( شيهه ی آفاق http://1421336.blogfa.com/ )
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|